معیارهایی که باید در داشبورد مدیریت خود بگنجانید
همانطور که یک عدد شگفتانگیز به هزینه جذب مشتری و رشد درآمد اشاره کرد، بنابراین ما قطعاً این دو نکته را با جزئیات زیاد توضیح خواهیم داد.
1. هزینه جذب مشتری (CAC)
هزینه جذب مشتری (CAC) هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید یا مجموع پولی است که تیم شما برای بازاریابی، جذب و وسوسه کردن مشتری برای تصمیم گیری خرید خرج می کند.
از آنجایی که این می تواند یک منطقه هزینه بزرگ برای تیم شما باشد، معیار مهمی برای رسیدن به درستی یا نزدیک شدن به آن تا حد ممکن است. حتی اگر دست به دست هم می دهید، اگر CAC به ازای هر مشتری را در نظر نگیرید، سود خالص شما ممکن است کمتر از هر چیزی باشد که تخمین زده اید.
مایکل دی براون از موسسه Fresh Results در مورد این نکته توضیح می دهد. براون خاطرنشان میکند: «زیانها میتوانند به عنوان رشد در کسبوکار ظاهر شوند. ممکن است یک مشتری در حال خرید باشد، تعداد فروش و درآمد ممکن است در حال افزایش باشد، اما اگر ندانید که چقدر برای به دست آوردن آن خریدار و اندازهگیری آن با آنچه که در خرید به شما میدهند هزینه میکنید، در یک آشفتگی در کمترین زمان.»
ممکن است فکر کنید: اگر ما در حال کسب درآمد هستیم، آیا واقعاً مهم است که واقعاً چقدر هزینه برای جذب مشتری جدید دارد؟ کاملا انجام می دهد. چرا؟ زیرا، همانطور که براون توضیح میدهد، هنگامی که CAC خود را بشناسید، «میدانید که آیا حمایت یک مشتری خاص واقعاً ارزشش را دارد یا خیر. با ایجاد و اندازهگیری CAC با ارزش طول عمر مشتری (CLV)، میتوانید بدانید که کدام کانالهای جذب مشتری کار میکنند و کدام یک باید به طور کامل یا جزئی بازنگری شوند.
اگر یکی از راههای جذب مشتری بیش از ارزش خالص جذب آن مشتری - یا چندین مشتری - هزینه داشته باشد، میدانید که برای بازگرداندن حاشیه سود به سطح مناسب، هزینههای خود را کاهش دهید.
همراه با هزینه جذب مشتری، باید ارزش ویژه مشتری خود را محاسبه و نمایش دهید، که تمام ارزش های طول عمر مشتریان شما (گذشته، فعلی و آینده) است.
Teresa Bartaseviciute از AptBacs توضیح می دهد که این یک معیار ساده نیست، اما یک معیار اساسی است. سودهای آتی با تخفیف تولید شده توسط آن مشتریان را اندازه گیری می کند. ارزش ویژه مشتری یک سیستم ردیابی سودآوری مشتری آیندهنگر است که امکان درک توانایی بلندمدت یک شرکت برای تولید ارزش سهامداران را فراهم میکند.
به عبارت دیگر، ارزش ویژه مشتری هنگام بحث در مورد هزینه جذب مشتری، بخشی از یک معامله بسته است.
2. نشانگرهای وضعیت قرمز-کهربایی-سبز (RAG).
نشانگرهای وضعیت RAG یک عنصر بصری (مناسب برای داشبورد مدیریتی شما) هستند که از رنگهای قرمز، کهربایی (زرد) و سبز برای نشان دادن اینکه کدام پروژهها و محصولات تحویلی نیاز به توجه فوری دارند، استفاده میکنند.
گاهی اوقات به عنوان مقادیر نشانگر "روشنایی ترافیک" شناخته می شود، رنگ ها مخفف:
· قرمز: نامطلوب، منی، نیاز به اقدام فوری دارد
· کهربا: خنثی، طبق معمول عمل کنید
· سبز: مطلوب، مثبت، نیاز به اقدام فوری کمتری دارد
همانطور که Adam Chase از Music Minds توضیح میدهد، «شاخصهای RAG واقعاً برای کمک به اولویتبندی مواردی که نیاز به توجه دارند مفید هستند. مدیران مشغول هستند و زمانی برای بررسی تجزیه و تحلیل ندارند. یک داشبورد باید به سرعت اطلاعات حیاتی را منتقل کند و این برچسب ها به انجام این کار کمک می کنند.
به موقع بودن و بحرانی بودن نقاط تمرکز مسئله بزرگی است که نشانگرهای وضعیت RAG به شناسایی و حل آن کمک می کنند. رنگهای چراغهای توقف راههای آسانی برای نشان دادن بصری مناطق پیشرفت هستند، آنهایی که راکد هستند و آنهایی که در خطر خارج شدن از کنترل هستند.
آلخاندرو ریوخا از So Influential به این موضوع بیشتر میپردازد و خاطرنشان میکند: «داشتن وضعیتهای RAG در داشبورد مدیریت بسیار مهم است، زیرا به تیم کمک میکند تمرکز فوری را بداند. اگر اندازه گیری سبز باشد، می توانند از آن بگذرند و به نشانگرهای قرمز توجه بیشتری داشته باشند. داشتن نمودارهای فانتزی روی صفحه یک چیز است، اما برای ارزیابی عملکرد خود باید یک دید کلی از اهداف خود داشته باشید.
در مجموع، استفاده از داشبورد اجرایی یک راه آسان برای برجسته کردن مواردی است که در چه زمانی به بیشترین توجه نیاز دارد، به طوری که مدیران بدانند زمان، بودجه و منابع بیشتری را برای تبدیل مقادیر قرمز به سبز - یا کهربایی، در صورتی که چیزی نیاز دارد، اختصاص دهند. زمان طولانی برای حل کردن
3. عملکرد کمپین و کلیک ها
در حالی که ممکن است به نظر میرسد که این یک معیار مهمتر برای گنجاندن باشد، کلیکها روی کمپینهای شما، همراه با هزینه آن کلیکها – فکر کنید عملکرد کمپین در کل – قطعاً چیزی است که باید در داشبورد مدیریت خود لحاظ کنید. این معیاری است که بر درآمد تأثیر می گذارد، بنابراین چیزی است که مدیران باید بدانند.
بارت تورچینسکی از ResumeLab اهمیت این موضوع را بیشتر توضیح میدهد: «ما میتوانیم عملکرد کمپینهایمان را با کلیکها، هزینههای ما و هزینههای هر مشتری ببینیم. دیدن ثمره تلاش هایمان به این وضوح عالی است. ما از این برای تقویت روحیه برای کسانی که آن کمپین ها را پیش می برند استفاده می کنیم. اگر در این معیار ضعیف باشیم، میتوانیم به سرعت تطبیق دهیم و به تیم کمک کنیم.»
4. مقایسه ربع به فصل
ملانی موسون از InsureFresno.com توضیح میدهد: «روندها و پیشرفتهای بلندمدت بیشتر از نوسانات زمان حال اهمیت دارند. با مقایسه پیشرفت با سه ماهه و سال های گذشته، می توانید همه چیز را در چشم انداز نگه دارید. ممکن است اخیراً افتی را تجربه کرده باشید، اما دیدن اینکه علیرغم این وضعیت بهتر از یک سال پیش هستید، می تواند دلگرم کننده باشد.
چه بهتر یا بدتر از سه ماهه یا سال مالی قبل از آن هستید، قرار دادن این مورد در داشبورد مدیریتی خود، نکات نگران کننده یا ستایشی را که تیم اجرایی می تواند به تک تک مدیران جلب کند، برجسته می کند.
آیا شرایط تخفیفدهندهای وجود داشت که تیم شما را از انجام بهترین کار باز داشت، به عنوان مثال. شروع COVID-19؟ یا فقط یک ربع تعطیل بود؟ دانستن دلایل از دست دادن علامت می تواند به ایجاد چشم انداز در همه چیز کمک کند و به تیم ها کمک می کند تا چگونگی بازگشت به زمان های موفق تر را تجزیه و تحلیل کنند.
5. زمان در صفحه و طول مدت جلسه
در حالی که مدیران به طور طبیعی به سمت پایان مالی کارها کشیده میشوند، یعنی چیزی که در واقع منجر به دلارهایی برای کسب و کار میشود، معیارهای کلی عملکرد بازاریابی شما باید در داشبورد شما گنجانده شود. شما باید مواردی مانند مدت زمان و زمان جلسه را در صفحه قرار دهید. دو متخصص در زیر این عناصر را با جزئیات بیشتری مورد بحث قرار می دهند.
میشل دوانی از lovedevani یک معیار بازاریابی خاص را مورد بحث قرار می دهد که شامل: میانگین مدت جلسه است. دوانی خاطرنشان میکند: «مدت زمانی که کاربر در وبسایت شما باقی میماند را تشخیص میدهد و میتواند به شما کمک کند تا تعیین کنید آیا محتوای مفیدی دارید یا خیر. به طور کلی، اگر کاربر به مدت 2 تا 3 دقیقه در سایت شما بماند، نتیجه خوبی خواهید داشت زیرا به این معنی است که به محتوای شما علاقه مند است. این به شما کمک میکند تا بدانید که آیا باید موضوعات یا شیوه نوشتن خود را تغییر دهید تا کاربران بیشتری جذب کنید یا کاری را که انجام میدهید حفظ کنید زیرا نتایج خوبی کسب میکنید.
همانطور که دوانی اشاره کرد، مدت زمان جلسه ردیابی می تواند به تیم بازاریابی شما اطلاع دهد که چه نوع محتوایی برای خوانندگان مفید و جالب است و چه چیزی نیست. دانستن این موضوع می تواند به اصلاح مواردی که در صفحات فرود و پست های وبلاگ آینده اضافه شود کمک کند.
به طور مشابه، کارلوس روزادو از استودیو Outlook خاطرنشان میکند که زمان در سایت «به شما کمک میکند بدانید که آیا صفحه شما برای کاربران عملکرد خوبی دارد یا خیر. هرچه تعامل کاربر بهتر باشد، احتمال اینکه زمان بیشتری را در سایت شما بگذرانند بیشتر می شود. هرچه زمان کمتری در یک صفحه با عملکرد بالا باشد، احتمال قطع ارتباط آشکاری وجود دارد که بر بازدیدهای صفحه، نرخ پرش و تبدیل ها تأثیر می گذارد. میانگین زمان در سایت تاثیر زیادی بر نحوه عملکرد صفحه شما دارد."
همانطور که Rosado اشاره میکند، این معیار همچنین بر اینکه چه محتوا یا چه صفحاتی عملکرد خوبی دارند نیز تأثیر میگذارد. همانطور که قبلاً ذکر شد، این ممکن است تأثیر مستقیمی بر درآمد نداشته باشد، اما به طور غیرمستقیم بر نتایج درآمد تأثیر می گذارد، بنابراین این معیارهای عالی برای پیگیری به خاطر تیم بازاریابی شما هستند.
6. سود و زیان ماهانه
داشبورد مدیریت شما در هر زمانی از سال مالی قابل دسترسی است: شروع، پایان هر سه ماهه، نیمه یا پایان سال – که به این معنی است که داشتن توانایی ردیابی سود و زیان ماهانه برای تیم اجرایی عالی است. زبانه ها را حفظ کنید
کارن گوردون از Goodshuffle Pro عمیقتر به این موضوع میپردازد. گوردون خاطرنشان می کند: «درآمد به خودی خود نشان دهنده عملکرد خوب یک شرکت نیست. اگر هر هفته درآمد فوق العاده بالایی داشته باشند، اما هزینه های سربار/تولیدشان بالا باشد، دوام نخواهند داشت. شرکتهایی که دوام میآورند، آنهایی هستند که ماهها را به طور مداوم با سود به پایان میرسانند. همیشه ماههایی وجود خواهند داشت که آنها با ضرر تمام میشوند، اما روند کلی باید به سمت سودهای قابل توجه حرکت کند، که به مراقبت از این ضررها کمک میکند.
گوردون حقیقت تلخی را بیان می کند: اگر شرکت شما به طور مداوم درآمد کسب نمی کند، مشکل وجود دارد. یک ماه از دست رفته اینجا و آنجا طبیعی است. اما ضررهای ناشی از ضرر و درآمدهای از دست رفته منظم به این معنی است که چیزی اشتباه است. قرار دادن این معیار در داشبورد خود برای ردیابی ماهانه یک راه عالی برای مشاهده سودهای رو به کاهش قبل از اینکه از کنترل خارج شوند، ماه ها متوالی – یا بدتر از آن، یک چهارم کامل یا بیشتر است.
این داشبوردهای مدیریتی سود و زیان رایگان را مرور کنید تا همه سود و زیان را در زمان واقعی ردیابی کنید.
7. درآمد هدف در مقابل درآمد واقعی
درآمد چیزی است که تقریباً همه می توانند پشت سر بگذارند زیرا هر تیم در سازمان شما مستقیم یا غیرمستقیم در درآمد شرکت دخیل است.
خواه این تیم فروش باشد که تأثیر مستقیمی بر درآمد دارد، یا بازاریابی، که ممکن است از طریق درآمد تحت تأثیر تأثیر غیرمستقیم تری داشته باشد، شفاف بودن در مورد اهداف درآمدی در نظر گرفته شده و واقعی در داشبورد مدیریتی شما می تواند درآمد را در چشم انداز مدیریت ارشد قرار دهد.
دوین اهرن از Mid Fl Material Handling به این نکته اشاره می کند. Ahern خاطرنشان می کند: «این معیار بسیار مهم است زیرا نشان می دهد که شرکت شما در برابر برنامه فروش شما چگونه عمل می کند. پشت پیش بینی درآمد می تواند نشان دهنده تعدادی از مشکلات مختلف باشد - از کوچک شدن قیف فروش گرفته تا تیم فروش با عملکرد ضعیف. در حالی که این متریک بدون کاوش عمیقتر علت اصلی را نشان نمیدهد، بینش فوری به عملکرد فروش میدهد."
شما نه تنها شفافیت را برای مدیران سطح C ارائه می کنید، بلکه به طور بالقوه هرگونه اشتباهی را که تیم فروش شما در سال مالی گذشته داشته است، شناسایی می کنید و به تعیین دقیق این مشکلات و نحوه رفع آنها کمک می کنید. همچنین میتوانید چند نمونه داشبورد درآمد رایگان را در اینجا بررسی کنید تا به شما کمک کند در جریان درآمد شرکت خود باقی بمانید.